ترفند بازدهی بیشتر در کارهای سخت
بازدهی در کارهای سخت وابسته به قدرت تحمل نیست. وابسته به نحوه سازمان دهی شناختی است. هر کار سخت به دلیل حجم، پیچیدگی یا فشار زمانی دشوار می شود. سیستم ذهنی اگر بدون ساختار عمل کند، انرژی هدر می رود و خروجی افت می کند. هدف این متن حذف عوامل اتلاف انرژی و تقویت عوامل مؤثر بر پیشرفت است.
نخستین ترفند، شکستن کار است. یک کار سخت زمانی فلج کننده می شود که فرد آن را یک کل یکپارچه ببیند. مغز توان پردازش یک واحد سنگین را ندارد. تقسیم کار به بخش های کوچک وزن ذهنی را پایین می آورد. بخش های کوچک قابل شروع، قابل کنترل و قابل اندازه گیری هستند. کاهش وزن ذهنی مهم ترین عامل افزایش بازدهی است.
ترفند دوم، تعیین نقطه شروع ثابت است. کار سخت زمانی سخت تر می شود که فرد نقطه شروع مشخص ندارد. نبود نقطه شروع باعث تعویق می شود. تعویق انرژی را می خورد و تمرکز را از بین می برد. تعیین یک نقطه شروع کوچک و بدون بحث، روند را فعال می کند. فعال شدن روند مهم تر از کیفیت اولیه است. کیفیت بعدا ساخته می شود.
ترفند سوم، حذف ورودی های اضافی است. ذهن زمانی عملکرد بالا دارد که بار اضافی نگیرد. بار اضافی شامل اطلاعات پراکنده، چند کاره شدن و تلاش برای کنترل همزمان چند مسئله است. کار سخت به یک خط فکری تمیز نیاز دارد. هر ورودی اضافی این خط را می شکند. حذف ورودی یعنی بستن منابع مزاحم و محدود کردن توجه به یک موضوع مشخص.
ترفند چهارم، تنظیم دوره های کار است. کار طولانی بدون توقف باعث افت عملکرد می شود. توقف های کوتاه اما کنترل شده سیستم عصبی را بازنشانی می کند. توقف نباید طولانی شود. توقف باید فقط برای بازگشت تمرکز کافی باشد. دوره های کار باید ثابت و قابل تکرار باشند. ثبات در دوره ها، مغز را شرطی می کند و کارایی بالا می رود.
ترفند پنجم، تعریف معیار خروجی است. بسیاری از افراد کار سخت را با هدف مبهم شروع می کنند. مبهم بودن هدف باعث اتلاف انرژی می شود. معیار خروجی باید ساده باشد. معیار یعنی دانستن این که پایان هر دوره چه خروجی باید تولید شود. نبود معیار، روند را بی شکل می کند. روند بی شکل هرچقدر هم زمان ببرد بازدهی ندارد.
ترفند ششم، کنترل سرعت است. سرعت بالا در مرحله ابتدایی باعث افت دقت می شود. افت دقت حجم اصلاح را بالا می برد. حجم اصلاح انرژی را می سوزاند. سرعت پایین اما دقیق در ابتدا خروجی کم ایجاد می کند اما خطا کم است. خطا کم یعنی اصلاح کم. اصلاح کم یعنی پیشرفت خطی و پیوسته. پیشرفت پیوسته بیشترین بازدهی را در کار سخت ایجاد می کند.
ترفند هفتم، مهار وسواس است. وسواس کیفیت در ابتدای کار نابجا است. کیفیت زمانی اهمیت دارد که ساختار شکل گرفته باشد. فردی که در مرحله ساخت به کیفیت می چسبد پیشرفت نمی کند. ساخت مقدم بر پرداخت است. پرداخت زمانی معنا دارد که ساختار کامل شده باشد. حذف وسواس کیفیت در مراحل اولیه، سرعت و کارایی را بالا می برد.
ترفند هشتم، نظم محیطی است. محیط شلوغ، تصمیم ها را کند می کند. کند شدن تصمیم ها بازدهی را پایین می آورد. محیط باید ساده باشد. ابزارهای کم، مزاحمت کم، انتخاب های کم. انتخاب زیاد انرژی شناختی مصرف می کند. انرژی شناختی که باید صرف کار شود صرف مدیریت محیط می شود. محیط ساده بهره وری را بالا می برد.
ترفند نهم، استفاده از بازبینی سریع است. بازبینی باید مختصر و بدون تحلیل طولانی باشد. هدف از بازبینی تشخیص انحراف است نه تحلیل کامل. تحلیل کامل زمان اضافه می گیرد و روند را متوقف می کند. بازبینی سریع فقط مسیر را اصلاح می کند. اصلاح مسیر در طول کار سخت ضروری است. بدون اصلاح مسیر، انباشت خطا سرعت را می شکند.
ترفند دهم، بستن پرونده های باز است. ذهن زمانی بازدهی دارد که موضوعات معلق نداشته باشد. پرونده باز باعث نشخوار فکری می شود. نشخوار فکری انرژی را می خورد. کارهای نیمه تمام باید یا تمام شوند یا کنار گذاشته شوند. کنار گذاشتن آگاهانه بار ذهنی را پایین می آورد. بار ذهنی پایین قدرت تمرکز را بالا می برد.
ترفند یازدهم، حذف توجیه است. توجیه باعث تعویق می شود. تعویق باعث افت بازدهی می شود. کار سخت به شروع نیاز دارد نه توجیه. هر بار که ذهن به سمت توجیه می رود روند متوقف می شود. توقف روند ضد بهره وری است. کنار گذاشتن توجیه، سرعت تصمیم را افزایش می دهد.
در نهایت، بازدهی بیشتر در کارهای سخت نتیجه تمرکز، تقسیم، حذف و ثبات است. این عناصر عملکرد را بالا می برند و هزینه شناختی را کاهش می دهند.
Comments
Post a Comment